حسين قرچانلو
11
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
داشتند ؛ چون طريقهء فتح با وضع و دريافت ماليات و جزيه از آن سرزمينها ارتباط داشت ؛ بنابراين لازم بود كه مسائل شناخته شده را تدوين كنند و ناشناختهها را با تحقيق و بررسى بشناسند و به ديگران بياموزند . بدين لحاظ امثال بلاذرى ( م . 287 ) مؤلف فتوح البلدان ، ابن خرداذبه ( م . 300 ) مؤلف المسالك و الممالك و قدامة بن جعفر ( م . 366 ) مؤلف كتاب الخراج را بر آن داشت كه به تدوين مباحث جغرافيايى در زمينههاى مختلف بپردازند . « 1 » 6 . عامل ديگر بازرگانى و كسب معاش بود ؛ زيرا لازم بود تا مسلمانان براى بازرگانى و دادوستد ، شهرها و ممالك و راه ورود و خروج آن نواحى را بشناسند كه گاهى اين امر به كشف اماكن و مواضع جغرافيايى جديد كمك فراوان مىكرد . مسلمانان سعى داشتند كه با ممالك دور مانند چين و بعضى از قسمتهاى روسيه و نقاط ناشناخته افريقا روابط تجارى برقرار كنند . در ميان بازرگانان مسلمان ، جهانگردانى ديده مىشدند كه هم به قصد سياحت و هم كسب درآمد و بازرگانى مسافرت مىكردند ؛ براى نمونه بازرگانى مسلمان ، به نام سليمان در قرن نهم ميلادى به چين مسافرت كرد و سفرنامهاى نوشت . « 2 » هرچند بيقين نمىتوان از سير و سياحت بازرگانان مسلمان سخن گفت ، آثار بر جاى مانده ، مانند سفرنامهها و كتب جغرافيايى از رفت و آمد آنها به ممالك مهم آن زمان و نيز از برترى تجارى آنها ، در آن نواحى گواهى مىدهند . « 3 » عوامل مذكور جغرافياى اسلامى را با شكل خاص خود به وجود آورد و جغرافيادانان مسلمان را واداشت تا علم جغرافيا را در زمينههاى متعدد مانند جغرافياى رياضى ، وصفى و انسانى تدوين كنند . اين حركت علمى در زمينهء جغرافيا « مدرسهء اوّل » يا « مدرسهء اسلامى » نام دارد و اطلاعات عرب قبل از اسلام ، از مسائل جغرافيايى كه بيشتر در زمينهء معرفت علم انواء يا هواشناسى ، جغرافياى فلكى ، شناسايى راههاى بازرگانى و راههاى دريايى بوده است « مدرسه عربى » يا « مدرسه دوم » نام دارد . « 4 » در
--> ( 1 ) . مختصر البلدان ؛ مقدمه ، ص 8 و تاريخ تمدن اسلام ؛ ج 3 ، ص 507 . ( 2 ) . تمدن اسلام و عرب ؛ ص 601 . ( 3 ) . جهانگردان مسلمان در قرون وسطا ؛ ص 19 . ( 4 ) . مختصر البلدان ؛ مقدمه ، ص 8 و 9 .